شماره‌ی هفتم/صفحه نه

03:26 1405/7/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

جامعه‌شناسی را ورق بزنیم ...

 

از موضوعات مهم در هر دسته‌ یا گروه وجود ضد دسته یا پادگروه است. بعبارت بهتر بسیار محتمل است که هر اجماعی یک یا چند مخالف بنیادین داشته باشد که تحت عنوان دشمن تعبیر میشود.
مسئله‌ی مورد بررسی این مطلب این است که آیا دشمن همیشه وجود دارد؟ جواب خیر است. گاهی جهت کنترل بهتر اعضاء، حفظ یا ارتقاء دسته و یا تحقق اهدافی خاص دشمن توسط رهبر یا تیم رهبری ایجاد می‌شود یا وجود آن تلقین می‌گردد. به این روند دشمن تراشی یا دشمن فرضی گفته می‌شود.
دشمن تراشی یعنی دشمنی وجود ندارد اما بگونه‌ای عمل شود که دشمن ایجاد شود و دشمن فرضی یعنی در حالی که دشمنی وجود ندارد وجود آن تخیّل شود.
از دیر باز و در تمام عقاید خصوصاً با پایه‌ی مذهب، دشمن تراشی و دشمن فرضی وجود داشته و دارند. شیطان، گنهکاران، اجنه، فرشتگان سقوط کرده، کافران، زنان مو قرمز، بطور کلی زنان، سیاهان، پیروان ادیان و مذاهب دیگر، یهودیان، مسیحیان، مسلمانان، اعراب، بنی‌اسرائیل، افرادی خارج از نژاد ابراهیم پیامبر تاریخی و ... موارد دشمنان تراشیده شده و فرضی توسط ادیان ابراهیمی هستند. توجه شود که دستورالعمل این عقاید به شدت و با قدرت و در سطحی گسترده و بین‌المللی در حال اجرا بوده و است.
روانشناسی این متد یعنی دشمن تراشی و دشمن فرضی را ماژ، ساد، اقسام مالیخولیا و خودشیفتگی می‌داند در حالی که سیاست آن را راهبرد حمله یا دفاع لحاظ می‌کند تا سیطره‌ی قدرت افزایش یابد و جامعه‌شناسی که بوته‌ی این مطلب است آن را استراتژی توان و بقاء خطاب میکند.
مدتی ست توسط شرکت‌های بزرگ علمی_صنعتی و خبرگزاری‌های وابسته‌ به آنها موارد مذکور یعنی دشمن تراشی و دشمن فرضی در خصوص هوش مصنوعی اعمال می‌شود.《هوش مصنوعی میخواهد ما را نابود کند.》جمله‌ای که سرتیتر خبرهای سیاسی_اجتماعی و حتی علمی قرار گرفت. به راستی چرا باید بزرگترین و بهترین عصای دست بشر نوین تا این اندازه مورد اجحاف قرار بگیرد؟ علت‌ها را بررسی میکنم. به ذیل مطلب توجه کنید:
۱. احتمال خطر وجود دارد اما بیشتر و بزرگتر از حماقت و ولع انسان نیست. علاوه‌بر آن منفعتش بر زیانش بسیار میچربد.
۲. پوست سرخ شده‌ی مرغ را نخورید زیرا سرطان‌زا ست. این خبر در حالی محافل سلامت خانواده را سال‌ها درنوردید و همگان را در اطاعت از آن بسیج کرد که لذیذترین بخش مرغ با ارزش تغذیه‌ای بالا بود. پس هدف از ارائه‌ی این متد در خصوص هوش مصنوعی می‌تواند انحصار این تکنولوژی نرم‌افزاری در ید عده‌ای خاص و محروم کردن سايرين از آن باشد.
۳. هدف می‌تواند ترس از شروع دوره‌ی جدید و پسا نو باشد. از دست دادن بخش بزرگی از جامعه‌ی بشری که به شدت به الحاق به مدرنیته‌ی جدید متمایل است.
۴. هدف می‌تواند حفظ چارچوب‌ها و به طبع آن دسته‌های خرافی پیشین باشد که اغلب ریشه در مذهب و سنن هزاره‌های گذشته دارند. این هدف حفظ و ارتقاء حکومت‌ها به شکل سنتی که تا به امروز نیز شاهد آنیم را خواهان است.
5. علت می‌تواند حماقت یا اشتباه باشد. این مورد را نباید نادیده گرفت. در بسیاری موارد قائل شدن به دشمن فرضی یا دشمن تراشی می‌تواند در نادانی یا کژفهمی ریشه داشته باشد.
۶. شما می‌توانید یک ساعت شماته‌دار بخرید و صبح‌ها سر ساعت مد نظرتان بیدار شوید به جای اینکه به فردی مزد بدهید تا در آن تایم بیدارتان کند اما ناگهان خبردار میشوید که ساعتسازان اعلام کرده‌اند ساعت شماته‌دار شما را می‌کشد! از بین رفتن بسیاری مشاغل و عدم نیاز به آنها از دست‌آوردهای هوش مصنوعی ست پس جنبه‌ی مادی و اجتماعی که مسلماً سایرین را گوسفند یا قربانی می‌بیند نه بیشتر، لازم می‌بیند آحاد جامعه را از هوش مصنوعی محروم نگاه دارد تا کاستی خود را در دو بخش اقتصادی و اجتماعی جبران نماید.
نتیجه‌گیری اینکه من به شخصه خود را عضو اجماعی که من را با وجود قابلیتهایم و منطبق بر آن در نظر نمی‌گیرد یا بخاطر سايرين قربانی می‌کند و بطور کلی اجحاف یا تبعیض حواله‌ام میدارد نمی‌دانم زیرا اگر بدانم ارزشم در آن، در حد گوسفندی جهت تغذیه‌ و رشد اسپشیالها، پایین آورده خواهد شد. علاوه‌بر آن برای من جنگیدن از زیستن در آسايش لذت‌بخش‌تر است. یک نمونه دشمن تراشی موفق!

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی هفتم/صفحه پانزده

08:01 1405/7/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مطلبی در حوزه‌ی علوم شناختی بخوانیم ...

 

در این شماره و در مبحث علوم شناختی به یک پرونده‌ی جنجالی قتل می‌پردازم که هنوز باز و بدون نتیجه است.
در ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، لیندزی کلنسی سه فرزند خود کورا پنج‌ساله، داوسون سه‌ساله و کالن هشت‌ماهه را در خانه‌شان در داکسبری ماساچوست در ایالات متحده آمریکا با خفه‌کردن به قتل رساند. او سپس با بریدن مچ دست‌ها و گردن خود و پریدن از پنجره‌ی طبقه‌ی دوم اقدام به خودکشی نمود و در اثر جراحاتی که متحمل شد از کمر به پایین فلج شد. لیندزی بعداً اظهار کرد که یک توهم شنیداری را شنیده که به او دستور می‌داده این اعمال را انجام دهد و احساس می‌کرد قادر به مقاومت در برابر آن نیست. لازم به ذکر است که لیندزی یک مادر تنها بود.
دلایل اقدام به قتل توسط والدین خصوصاً مادر به قرار زیرند:
۱. اوج و شدت علاقه‌ی والد به فرزند که به اقدام به آسیب زدن یا قتل فرزند می‌انجامد.
۲. پدوفیلیا
۳. ترس از آینده‌ی نامعلوم و آسیب دیدن فرزندان در جامعه‌ای که والد قاتل در آن برای خود یا فرزندش و یا هر دو احساس ناامنی می‌کند.
۴. اقسام جنون مانند جنون آنی، ادواری، سببی، ایجاد و اجبار شده
۵. عدم مسئولیت‌پذیری و خودکامگی که والد را به حذف فرزندش سوق می‌دهد.
۶. والد در سلامت کامل عقل، خودخواسته و بدون دلیل فرزند خود را به قتل می‌رساند.

نکته: در بعضی قوانین اگر والدین مرتکب قتل شوند مجازات قاتل برای آنان در نظر گرفته نمی‌شود.
به پرونده‌ی لیندزی بازگردیم. من آن را در چهار سطح بررسی میکنم:
سطح اول: بدون شک و فوراً اعدام زیرا لیندزی کلنسی مرتکب قتل عمد از نوع درجه‌ی یک شده است.
سطح دوم: حبس و درمان زیرا لیندزی کلنسی دچار فروپاشی شده و علت قتل، بیماری و عدم ثبات او بوده است. مثل اینکه فرد دیگری عمل مذکور را مرتکب شده باشد نه لیندزی!
سطح سوم: اعدام به این علت که لیندزی کلنسی موجودی خطرناک‌ و ضعیف العقل است که هم دچار فروپاشی شده و هم در حین آن به عمل قبیح قتل آن هم فرزندان خود دست زده است. به احترام زنان قوی، کوشا و صبور که دست بر قضا تعدادشان در جامعه کم هم نیست لیندزی باید حذف شود. او لایق زنده ماندن نیست.
سطح چهارم: درمان و آموزش زیرا جریانی مخفی و پر قدرت لیندزی کلنسی را درهم شکسته و فرزندان او را به دستان او به قتل رسانده و حالا هم می‌خواهد خودش را بعنوان مجرم حذف کند. پس درمان و آموزش لیندزی بزرگترین ضربه به این اهريمن نهفته‌ی اجتماعی ست زیرا لیندزی نیز مانند فرزندانش و حتی شدیدتر از آنها قربانی، برده و دستآویز آن بوده است.
من فقط مورد آخر در ۶ دسته‌ی بالا را در سطح اول قرار داده و حکم باقی موارد را در سطح چهار قائل شده و اعلام می‌کنم. و در نهایت مطلب را با سخنی به لیندزی کلنسی پایان میدهم: اگر یک مشت محکم حواله‌ی صورت همسایه‌ات میکردی و یا مادر یا مادرشوهرت را مفصل کتک میزدی مسلماً ژنومها و پرورشت لایق زنده ماندن بودند و خودت نیز سرنوشتی سرفراز داشتی اما حالا موشی در آزمایشگاه علوم اجتماعی جهانی هستی چون لایق بیش از این نیستی.

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی ششم/صفحه هفت

01:35 1405/6/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

پژوهشی در مردم‌شناسی بخوانیم ...

 

حدود روابط پیش از ازدواج در ایران برای هر فرد تعریفی دارد زیرا هدف از ازدواج و پر کردن سوراخهای خالی در افراد مختلف متفاوت است‌. پس انتخاب‌ها نیز یکسان نخواهند بود.
حدود روابط پیش از ازدواج بطور کلی در دو دسته‌ی زیر تقسیم میشوند که مبنای آن انجام و یا عدم انجام زناشویی ست:
۱. خانمی که قبلاً با فردی در رابطه‌ بوده و با رعایت موازین قانونی و شرعی مدتی را با او گذرانده است و ارتباطی کامل سپری کرده است.
۲. دختر خانمی که قبلاً با افراد زیادی وارد رابطه شده و بدون رعایت موازین قانونی و شرعی عمل نموده اما رابطه‌ی کامل طی نکرده است.
هر دو دسته کاندیدا و خورده‌گیران خودشان را دارند و تمام دلایل قابل توجهند. بعبارت بهتر دلایل بیانگوی شخصیت و دیسیپلین محیطی_خانوادگی افرادند و همگی در نوع خود محترمند.
عده‌ای طی شدن رابطه‌ی کامل برای یک خانم را ضعف دانسته و خواستار همسری اصطلاحاً دست نخورده‌اند. با توجه به مسئله‌ی بکارد و لذت مردِ اول همسر خود بودن، باید گفت نظر این دسته قابل قبول است. پس خانمهایی که قصد ازدواج با افراد ماجراجو، جوان و پرشور را دارند بهتر است مراقب حدود روابط پیش از ازدواج خود باشند. از طرفی عده‌ای از افراد که اغلب سن‌شان بالا ست، نیازمند سکون و آرامشند، پر کارند، ترجیح می‌دهند با خانمی با تجربه‌تر ازدواج کنند و یا رعایت موازین قانونی و شرعی برایشان پر اهمیت است دسته‌ی یک را ترجیح می‌دهند.
از سویی دیگر عده‌ای دختری با روابط متعدد را نمی‌پسندند و به این علت دسته‌ی دو را رد می‌کنند. عده‌ای دیگر نیز دلیلشان در رد دختران دسته‌ی دو این است که رابطه‌ی ناکامل در شماره‌ی دو همان دوران نامزدی و پیش از عروسی در بسیاری از خانواده‌های متشرع و چارچوبمدار یا اصیل و سنتی ست. پس مسئله‌ی دختر دست‌نخورده اینجا هم باز طرح میشود. در مقابل عده‌ای دیگر که متجدد و جوانپسندند از سرزندگی و اجتماعی بودن دسته‌ی دو لذت برده و آنان را برمی‌گزینند.
خانمهای دسته‌ی یک اغلب گزینه‌ی آقایان و دسته‌ی دو گزینه‌ی خانواده‌هایشان هستند.
شما جزء کدام دسته‌اید؟
چارچوبمداری که روالی آرام و پخته می‌طلبد و دسته‌ی یک را می‌پسندد؟ یا تابوشکنی که پویایی و نوگرایی می‌طلبد و دسته‌ی دو را برمی‌گزیند؟ بگذارید واضحتر صحبت کنم. هدفتان از ازدواج چیست؟ برآورده کردن شور عاطفی یا شور جنسی؟ اگر شور جنسی نیاز شما ست دسته‌ی یک و اگر شور عاطفی مقصودتان است دسته‌ی دو مناسبند.
نظرشخصی من دسته‌ی اول است زیرا من معتقدم دست‌خورده، دست‌خورده است چه در رابطه‌ی کامل بوده باشد چه ناکامل. اما آنکس که در چارچوب‌های قانونی و فقط با یک نفر در رابطه بوده شخصیتی قابل اعتمادتر و خانواده‌دوست‌تر دارد. شخصیت او قطعاً منطبق بر روابط دودویی و زوجیت است. این در حالی ست که دسته‌ی دوم روحیه‌ی روابط دودویی را ندارند و درواقع عکس دسته‌ی اولند. اگر خواستید دوست یا همکار انتخاب کنید دسته‌ی دو مناسب‌تر است اما برای ازدواج که موضوع این مطلب است دسته‌ی یک ارجعند. آمارها از درصد طلاق و مشاوره‌های ازدواج نیز بیانگوی همین مطلبند.

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی ششم/ صفحه هشت

01:27 1405/6/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

پژوهشی در جامعه‌شناسی بخوانیم ...

 

دختران دهه‌ی شصت ایرانی! زنانی کامل و بی‌نقص یا دیوانه‌هایی غيرقابل تحمل؟
دو عقیده‌ی کاملاً متضاد در خصوص این نسل از زنان ایرانی وجود دارد. و اما چرا؟
دهه‌ی شصت برهه‌ای ست که تفکرات انقلابی_شیعی ۵۷ و خمینی گرایی به ثبات رسیده و در اوج خود است. از این رو متولدین این دهه خصوصاً دختران به دو دسته‌ی متضاد از جهت فرهنگی_تربیتی تقسیم میشوند.
دسته‌ی اول تحت اجبار، بایکوت و خفقان شدید رشد کرده و تربیت می‌شوند و دسته‌ی دوم تحت آزادی و رفاه کامل.
بعبارت بهتر تفاوت این دو دسته در بهرمندی از رفاه و حقوق شهروندی ست. به این صورت که از دسته‌ی اول دریغ می‌شود و به دسته‌ی دوم ارزانی می‌گردد.
مطابق بررسی‌های من هر دو مورد به عمد و حتی با دخالتهای غیرقابل کتمان بین‌المللی صورت می‌پذیرد. بگونه‌ای که به یک تست اجتماعی در آزمایشگاهی غیر انسانی شبیه است. عده‌ای همواره در مشقت و عده‌ای همواره در آسایش! میخواهم از دلایل آزاردهنده‌ی سیاسی_مذهبی_بین المللی این موضوع بگذرم زیرا بسیار دهشناکند و به همان شوخی دختران لوند و دیوانه‌ی دهه‌ی شصت بازگردم.
ترساندن از هر گونه آزادی و بهرمندی از رفاه، دختران دسته‌ی اول را به شدت محتاط و با سقف کوتاه اعتمادبه نفس و آزادی اندیشه پرورانده است. جسمها و ذهن‌های ضعیفتر نسبت به حالت بهینه‌ی خود نتیجه‌ی این رویه برای آنان است. گربه‌هایی ملوس و دست‌آموز!
این موجودات دوست‌داشتنی با گذشت زمان و به محض آشکار شدن کوچکترین تضاد(همین که میفهمند جایی سرشان کلاه رفته)، دچار عصبیت و خشم شدید ناشی از انباشت انرژی میشوند و فروپاشی عمیق اتفاق می‌افتد. حال دیگر آن موجود نحیف به هیولایی غیرقابل تحمل تبدیل شده که همگان را فراری می‌دهد. اینجاست که لوند و دیوانه خلق می‌شود. بعبارت بهتر مانند وارد کردن شوک الکتریکی به فردی در قفس است. ناگهانی میپرد و چون دستش به جایی بند نیست در خود فرومیپیچد. اکنون مورد مزبور واقعاً باید در قفس باشد زیرا فروپاشیده و خطرناک است! کاراکتر خلق شده بی‌دست و پا و سرشار از خشم بوده و با وجود افزوده‌های شخصیتی مورد سرزنش و بی‌توجهی ست.
دسته‌ی دوم که در رفاه و آزادی پرورش یافته‌اند هم از شرایط خوب خود بهرمند بوده‌اند و هم از پلکانی به نام افراد بد شرایط و یا دسته‌ی اول استفاده کرده‌اند. سقف بلند اعتمادبنفس و بی‌پروایی در کنار جسمها و ذهن‌های قوی‌تر نسبت به حالت نرمال خود محصول مستقیم این رویه برای آنان است. ببرهای درنده‌ی خوش خط و خال! اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که در قیاس با روند متغیّر و متنوع جامعه خصوصاً در قیاس بین‌المللی دیر یا زود جا می‌مانند و فروپاشی ناشی از عدم ثبات شرایط بهینه‌ی سابق روی می‌دهد. کاراکتر خلق شده همیشه لوند، همیشه قابل استناد و مورد تمجید باوجود اشتباهات و کاستی‌های شخصیتی ست.
حال اگر به جامعه بنگرید مخلوط این دو دسته را می‌بینید. لوندهای دیوانه و دیوانه‌های لوند! بعبارت بهتر این تضاد طبقاتی دو نوع دختر خلق کرده است که یکی با برخورداری از رفاه و حقوق شهروندی (لوند دیوانه) و دیگری با عدم برخورداری از آن (دیوانه لوند) و در قیاس با هم، هر دو آسیب دیده‌اند. در حقیقت در دو طرف این تضاد طبقاتی دو نوع بیماری نهفته است و هر دو را به دو نوع مختلف درهم شکسته است. کمتر کسی در این جامعه از آسیب دور مانده و یا دیرتر مجروح شده است. آنچه حاصل شده نیز بطور کلی میکس لوند و دیوانه است.
پس افسانه‌ی دختران لوند و دیوانه‌ی دهه‌ی شصت حقیقت دارد.

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی پنجم/صفحه هفت

00:32 1405/5/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مقاله‌ای در حوزه‌ی جامعه‌شناسی بخوانيم...

 

در جلسه‌ی ایده‌پردازی ماهنامه‌ی تنور، مادمازل نجوا پیشنهاد داد موضوعی که خودش را بسیار آزرده در فهرست قرار بگیرد. مادمازل خواهش داشت، دخالت در زندگی شخصی افراد از سوی جامعه، مورد بررسی قرار گیرد. ایده‌اش رأی آورد و من دست به قلم شدم.
این مبحث جالب را با دو جمله‌ی آشنا و ملموس شروع میکنم:
جمله‌ی اول: وای! چطور خجالت نمی‌کشید و با این لباس جلف یا باز در انظار ظاهر میشوید؟
جمله‌ی دوم: وای! چطور میتوانید با این البسه بسته و پوشیده بیرون بروید و از زندگی لذت ببرید؟
در هر جامعه‌ای عده‌ای هميشه وجود دارند که باز و بسته بودن دیگران نه تنها در پوشش که در تمامی زمینه‌ها در زندگی آنان بسیار مهم است! می‌خواهم در این صفحه علت را بررسی و مکشوف کنم.
اگر غرض و مرض در کار نباشد و فردی واقعاً دچار چنین احساسی باشد، علت یک درخواست‌ کمک نهفته است. مانند گریه‌ی نوزاد گرسنه.
بعبارت بهتر دو علت منشأ این سبک رفتاری ست. مورد اول سادیسم یا همان دیگرآزاری ست و مورد دوم درخواست مخفی کمک یا کد خواهش است. پس تمام این افراد را با یک چوب نرانیم.
در برخورد با افراد ساد(کسی که به سادیسم دچار است) به کارگیری هر روشی جهت دفع لازم است. اما برای نوع دوم باید فرد را مجبور کرد نیازش را علناً بیان کند. او ابتدا باید خودش بفهمد مشکلش چیست و چه می‌خواهد. شاید بعد از پی بردن به آن به این نتیجه برسد که خواسته‌اش غیرواقعی بوده است یا خودش بتواند آن را حل کند.
آنچه در هر دو نوع مشترک است حس ناکافی بودن است. یعنی چه فرد ساد باشد و چه نیازمند یاری، از اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی برخوردار است که نتیجه‌ی آسیب یکباره یا مکرر و یا هر دو ست.
درمان شخصی برای مورد اول یا فرد سادیسمیک از این قرار است: قرار گرفتن کمتر در جمع، ورزش و رژیم عاری از کافئین.

درمان شخصی برای مورد دوم یا فرد یاری طلب بدین گونه است: عکس مورد اول یعنی قرار گرفتن بیشتر در جمع، کم تحرکی و مصرف آزاد کافئین و قند متد درمان است.

بطور کلی این افراد به دو دسته‌ی رسوا و مخفی نیز تقسيم می‌شوند. دسته‌ی رسوا آنانی هستند که این حس را بر زبان می‌آورند یا با رفتارشان نشان می‌دهند و دسته‌ی مخفی آن را کتمان میکنند و در نتیجه‌ی رفتارشان نمود دارد. مانند کودکی که خشم خود را با فریاد زدن ابراز می‌کند اما کودکی دیگر با کشیدن نقاشی‌هایی با خطوط شکسته و پررنگ خشمش را بیرون میریزد.
اگر نخواهیم یا نتوانیم درمانگر باشیم گارد ما
در قبال این افراد باید چه باشد؟ در وهله‌ی اول دوریگزینی سپس کوتاه نیامدن و نشان دادن نارضایتی و بعد برخورد قاطع و دفع کننده. این افراد باید بفهمند دارای مشکلند و باید درمان و رفعش کنند.
عدم برخورد یا همراهی با این افراد از کیفیت جامعه‌ی مطلوب خواهد کاست و به سرعت نارضایتی گسترش خواهد یافت. در کنار آن اقسام بزه رشد خواهد کرد و سقوط در عمل و اخلاق و بطور کلی جامعه رخ خواهد داد.

🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️ایده‌پردازی مادمازل نجوا

شماره‌ی پنجم/صفحه یازده

01:49 1405/5/21 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مقاله‌ای در بستر روان‌شناسی بخوانیم...

 

شیزوفرنی یا Schizophrenia از سری بیماری‌های مربوط به بخش روان است که به معنای ایجاد توهمات احساسی در بیمار است‌.
توهمات احساسی یعنی درک متفاوت از حقیقت پیرامون. برای مثال لباسی را در تاریکی شبیه به شبح دیدن یک توهم احساسی_دیداری موقت است. بطور کلی هر آنچه باعث اخلال در درک صحیح پیرامون شود و تولید وهم کند عامل شیزوفرنی ست.
اطلاعات از پیرامون توسط گیرنده‌ها یعنی چشم، گوش، زبان، بینی و پوست دریافت می‌شوند و برای تجزيه و تحليل به مغز می‌روند و نتیجه توسط احساسات و حرکات فرد به بیرون هدایت می‌شود. حال اگر در طی این مسیر مشکلی پیش بیاید وهم و شیزوفرنی حاصل می‌شود.
من عوامل ایجاد مشکلات در این مسیر یا علت شیزوفرنی را در دسته‌های زیر تقسیم میکنم:
۱. ارثی: اقسام بیماری‌ها و مشکلات جسمی که فرد با آن متولد می‌شود و دیر یا زود خود را بروز می‌دهند و ذاتی و ژنومی هستند. مانند مشکل در فعالیت‌های شیمیایی مغزی، کم شنوایی، مشکلات پوستی و ...
۲. اکتسابی: مشکلات و بیماری‌هایی که در جسم سلامت فرد ایجاد می‌شوند. مانند کهولت سن، پرفشاری، نوسانات قند خون، ضربه به سر و ... بزرگترین علت شیزوفرنی این مورد است و بیشترین تعداد بیماران را شامل می‌شود.
هر بیمار شیزوفرنی در ابتدا باید جسمش بطور کامل بررسی شود و منبع مشکلات وهمی شناسایی گردد سپس علت مشکل شناخته شود. گاهی در عوامل اکتسابی علت بروز مشکل عاملی خارجی ست که تا آن رفع نشود بیمار بهبود نخواهد یافت و پروسه‌ی درمان بی‌اثر است. مثلاً وجود نوعی گاز آلرژی‌زا در محیط کار.
آنچه در ادامه خواهم گفت مورد علاقه‌ی بیماران شیزوفرنی ست اما نباید احتمال آن را در بیماران شیزوفرنی با زمینه‌ی اکتسابی رد کرد یا نادیده گرفت.
گاهی گیر افتادن در تجمعات سادیسمیک و یا برخورد با یک فرد ساد به حدی آسیب‌زا ست که وهم می‌تواند ایجاد شده و یا تلقين شود و فرد به شیزوفرنی مبتلاء گردد.
برای مثال من زنی هستم که به دلایل شرعی و شخصی از نزدیک شدن بیش از حد آقایان به جسمم بيزارم. آقایی با وجود علم به این خصلت من و یا ممانعت من، حریم من را می‌شکند و من را دچار فشار عصبی و درنتیجه وهم و شیزوفرنی می‌کند.
این را نباید ناديده گرفت که افراد ساد و یا بی‌ملاحظه در ایجاد اقسام نارضایتی و بیماری در دیگران از جمله فشار عصبی و فروپاشی روانی و به طبع آن اقسام بیماری‌های روان مانند شیزوفرنی نقش مستقیم دارند.

زندگی اجتماعی یعنی زیستن در کنار هم به این صورت که نه کسی از حدودش کوتاه بیاید و نه ایجاد تنش کند.

🖋به قلم سردبیر و 👱‍♀️به درخواست مادمازل نجوا

شماره‌ی چهارم/صفحه نه

00:20 1405/4/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

مطلبی در حوزه‌ی مردم‌شناسی بخوانیم...

 

در کشور عزیزمان ایران و در ارتباط با روابط دودویی یا زوجیت موضوعی گزارش می‌شود که در این مطلب به آن می‌پردازم.
موضوع مزبور شکایت خانمها از این است که مورد سوءاستفاده‌ی‌ مادی قرار می‌گیرند و یا در طول رابطه مخارجشان به عهده گرفته نمی‌شود.
برای مثال خانمها بازگو می‌کنند که آقای رابطه‌اش از او خواسته برایش لباس بخرد و یا مبلغی برای تهیه‌ی دارو در اختیارش قرار بدهد و یا پولی به او قرض بدهد حتی در مواردی گزارش شده که آقای رابطه خواسته کادو، خوراکی، زیورآلات و ... برایش تهیه شود.
صریح عرض میکنم این عمل تکدی‌گری ست! توقعات و درخواست‌های مادی آقایان از خانمها طی رابطه مصداق بارز گدایی ست.

علت اینکه بسیاری از خانمها به درخواست مادی آقایان تن می‌دهند نیز فرهنگ جا افتاده‌ی صدقه دادن و مسکین نوازی در میان ایرانیان است. بعبارت بهتر درخواست مادی آقایان از خانمها مصداق واضح گدایی ست و اگر اجابت شود انفاق صورت گرفته است.

حال اگر مظلوم‌نمایی، دروغگویی، ایجاد مخمصه عاطفی یا جنسی و بطور کلی هرگونه از اقسام فریب هم به کار گرفته شود این عمل علاوه بر گدایی کلاه‌برداری نیز است‌. هر چند امروزه بسیاری از گدایان کلاهبردار نیز هستند و همه‌ی ما در طول زندگی خود به آنان برخورده ایم.
هر چند در مواردی هم بعلت امتناع خانمها از انجام درخواست مادی، از آنها دزدی شده و یا مورد آزار یا بی‌مهری قرار گرفته‌اند!
توجه شود که درخواست‌ مادی خانمها از رابطه، معمولاً طلب مهریه برداشت می‌شود زیرا خانمهای ایرانی به روابط خود به چشم زنا و یا دون زنا نمینگرند. اما انجام این فعل توسط آقایان هيچگونه توجيه اخلاقی، شرعی و عرفی ندارد.
علاوه‌بر آن در بسیاری از کشورها و جوامع مترقی و یا در میان متمولین و بزرگان، خصوصاً در کشورمان ایران از دیرباز اختیار نمودن کارگر جنسی و عاطفی مرسوم بوده است. ملیجک، غلام، خادم، نوکر، بنده، ماسماسک، اجیر و ... از القاب آنان در طول تاریخ بوده‌ است. این افراد بنابر شغل خود به خانم‌ها خدمات ارائه کرده و مزدشان را نیز دریافت می‌کنند.
پس خانمهای اصیل ایرانی اگر در روابطتان مورد سوءاستفاده‌ی مالی قرار میگیرید و یا از شما توقع یا درخواست مادی می‌شود از بنده‌نوازی خود دلگیر نشوید زیرا صدقه زندگی و جوانیتان به در شده است. در کنار آن شما مانند یک ملکه، شاهدخت، خان بانو و دیگر بزرگان مدتی فردی را برای برآورد نیازها یا وقت گذرانی و تفریح خود استخدام نموده‌اید و مزدش را هم پرداخت کرده‌اید.

🖋 به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی چهارم/ صفحه هجده

15:09 1405/4/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

روانشناسی را ورق بزنیم ...

 

در این صفحه به موضوعی عامیانه و در دیدگاه برخی پیش‌پاافتاده و حتی خنده‌دار می‌پردازم. موضوع مد نظر قطعاً به نارضایتی خانمها مربوط می‌شود که حائز اهمیت است و گرنه جایگاهش در زباله‌دان تفکر است.

مسئله این است که بسیاری از خانم‌ها شاکی می‌شوند که چرا افرادی که هم شأنشان نیستند جسارت نزدیک شدن، ایجاد رابطه یا همکلامی با آنان را به خود می‌دهند.
این موضوع به حدی به خانم‌ها فشار می‌آورد که سبب مشکلات متعدد روانی و حتی فروپاشی یکباره و حاد در آنان می‌شود پس نه پیش‌پاافتاده است و نه خنده‌دار بلکه معقدی فردی ست که میتواند به معضلی اجتماعی بدل شود. فرضاً می‌تواند بطور مقطعی و یا ریشه‌دار ایجاد اضطراب و تنش جمعی کند. علاوه‌بر آن در این مسئله نمی‌توان به خانم‌ها ایراد گرفت زیرا این عکس‌العمل اقضای روحیه‌ی آنها ست که از شرایط فیزیولوژیکی زنانه نشئت می‌گیرد. پس بررسی موضوع مهم است و من در ادامه چند مورد از دلایل آن را بیان میکنم.
۱. عده‌ای از آقایان حقیقتاً قدرت تحلیل خوبی ندارند که از کندذهنی اکتسابی یا ذاتی آنان سرچشمه می‌گیرد. بعبارت بهتر و عاميانه یک دلیل این است که عقلشان نمی‌رسد که تفاوت را درک نمی‌کنند و پیش می‌آیند. مانند کودن علی.
۲. عده‌ای از آقایان ماژوخیسمند و دوست دارند در رابطه زیردست باشند و یا به آنان توهین شود برای همین به خانمهای فراتر از خود جذب می‌شوند. مانند علی خانم.
۳. عده‌ای از آقايان جسارتشان زیاد است‌ که‌ می‌تواند ناشی از اعتماد بنفس بالا و یا وجود مشکلی جسمی یا روانی در آنان باشد مانند سید علی.
۴. عده‌ای از آقایان درنده اند و همینکه می‌بینند خانمی از مادر، خواهر، دختر، همسر و بطور کلی از زن یا دختر محبوبشان فراتر است به نیّت حمله و ضربه زدن به او نزدیک می‌شوند تا تخریبش کنند. مانند کفتار علی.
خانم‌ها خصوصاً آسیب‌دیدگان توجه کنند که هر چهار احتمال بطور هم‌زمان هم می‌تواند وجود داشته باشد اما بنابر آمار مورد چهارم بیشترین و قویترین درصد را به خود اختصاص می‌دهد. بله! متأسفانه وجود دارد و غیرقابل انکار یا چشم‌پوشی ست که عده‌ای با دسیسه دیگران را میآزارند و از این آزردگی مانند زالو تغذیه می‌کنند.
پس مشکل نه از شما ست و نه از عاق والدین! حواستان به پیرامونتان بیشتر باشد. کانون خانواده تا حدودی می‌تواند از خرگوش کوچکش نگهداری کند اما وقتی این خرگوش کوچک خواست دنیای بیرون را تجربه کند باید پوستین گرگ به رو بکشد تا دریده نشود.
و اما راهکار:
۱. ورزش کنید.
۲. مکمل مصرف کنید.
۳. چربی، شیرینی و کربوهیدرات را حذف یا کم کنید.
۴. از طریق تراپی های مختلف اعتماد بنفس خود را افزايش دهید.
۵. مطالعه‌ی خود را افزایش دهید.
۶. به خود، خانواده، نزدیکان و وابستگان خود بیشتر احترام بگذارید.
۷. قهوه بنوشید.
۸. پرانرژی باشید.
۹. استرستان را کنترل کنید.
۱۰. خوابتان را کم کنید.
۱۱. زیاد صحبت نکنید.
۱۲. دایره دوستانتان را افزایش دهید.
۱۳. قارچ، حلزون یا کرم خوراکی پرورش دهید.
۱۴. وقتتان را پر کنید.
هدف کنترل انرژی‌تان به شکلی مفید است تا توسط افراد حقیر و بی‌مقدار شکار نشوید.

🖋به قلم سردبیر و به پیشنهاد 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی چهارم/صفحه نوزده

15:06 1405/4/20 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم...

 

هَلو یا پَیاز؟
مسئله‌ این نیست!
اگر از افراد ناآگاه پرسیده شود هلو یا پیاز؟ همگی هلو را انتخاب می‌کنند غافل از اینکه هلو تا پیاز نشد، نشد که نشد!
از مباحث قدیمی در صنعت زیبایی و شهوت جنگ بین نچرال و آرتیفیشال است. به راستی کدام برنده‌اند وقتی از هر دو سو مثال‌ها و دلایل بسیاری به نشان تصاحب گوی و میدان ارائه‌ می‌شود؟
مسلماً و عموماً نچرالها و آرتیفیشالها هر کدام به برتری خود معتقدند اما سایرین در قبالشان به دو دسته تقسیم می‌شوند.
دسته‌ی اول به بُرد نچرالها معتقدند و دلایلشان در مشت داشتن آرامش، سلامت جسم و روان، دینمداری یا چارچوبگرایی و انضباط و نظافت است که در کنار نچرالها حاصل می‌شود.
دسته‌ی دوم به بُرد آرتیفیشالها معتقدند و دلایلشان غرق شدن در تجدد و تنوع، رهایی و بی مرزی، جسارت و تابوشکنی و تفاوت یا تضاد با پیرامون است که در کنار آرتیفیشالها حاصل‌ می‌شود.
نظر شخصی من بر این است که آرایش، پیرایش و جراحی و... هر گونه متفاوت سازی برای ايرانيان مناسب نیست. زیرا ايرانيان در قیاس با سطح جهانی به اندازه‌ی کافی زیبا و در عین حال عجیب و غریب (متفاوت) هستند و هر روحیه‌ای را ارضاء می‌کنند و هرگونه دستکاری اضافه‌کاری ست.
گذشته از آن مطابق آمار، حداکثر جامعه‌ی آرتیفیشالها علت ایجاد این تغییرات در خود را زمینه‌ای برای رسیدن به افراد یا موقعیت‌های دیگر عنوان می‌کنند. یعنی تغییر را برای تجربه‌ای جدید و بعبارت بهتر تغییر را برای تغییر و یا برای وجود خودشان طالب نیستند بلکه زمینه‌سازی برای رسیدن به هدفی دیگر است. فرضاً برای وارد شدن به رابطه با افراد موفق مادی، تحصیلی، اجتماعی، هنری، ورزشی و ... خود را دچار تغییرات پرهزینه، پردرد و پرریسک می‌کنند. اینجا ست که آرتیفیشالها حقیقتاً میوه‌ی رسیده و پوست کنده و آماده‌اند که خود را برش زده و در بشقاب چیده است تا سرو شود.

این در صورتی ست که نچرالها معمولاً وقت، هزینه و انرژی خود را صرف دستیابی به موفقیت‌هایشان می‌کنند. یعنی به جای اینکه خود را چپ و راست کنند تا لقمه‌ی یک هنرمند شوند و بدان ببالند، تلاش می‌کنند خودشان به درجات مختلف هنری برسند و از این شکوفایی لذت ببرند و جامعه را نیز مستفیذ کنند.
درست است که هر دو عقیده محترم است اما افراد پرغرور و البته پرتوان ترجیح می‌دهند به جای لقمه شدن، شکوفا شوند.
من بعنوان یک هنرمند، سیاستمدار و دانشمند از تمام آرتیفیشالها که خود را این چنین برای جامعه‌ی هنری، ورزشی، سیاسی و علمی فدا می‌کنند سپاسگزارم.
لازم به ذکر است شاید اینجانب را بعد از ۵۰ سالگی که خواستم روند نویی در زندگیم ایجاد کنم به شکل پلنگی دلبر مشاهده کنید شاید هم نه!
در آخر اینکه آنکس که هر روز پیاز خورَد روزی هوس هلو کند و آنکس که هر روز هلو خورَد روزی هوس پیاز!
همگی خوش باشید.

به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی سوم/صفحه نه

01:19 1405/3/25 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

یک فنجان روانشناسی بنوشیم...


سکس تراپی شاخه ای از مهارتهای روان شناختی در مقوله‌ی بهبود روابط بین زوجین است. این شاخه بر این اساس ایجاد میشود که سکس بهینه نه تنها می‌تواند سبب افزایش قدرت جسمی و ذهنی زوجین شود که گره‌های روانی به کمک آن مرتفع می‌گردد. سکس تراپی می‌تواند به اندازه‌ی مشاوره‌ تراپی سطح A، دارو تراپی با طی کامل دوره، بستری شدن و نظارت متخصص و سایر متدهای درمانی برتر جوابگو باشد.
بر عکس آن اگر رابطه‌ی جنسی نامطلوب باشد می‌تواند گره‌های سختی ایجاد کند و ترومای ناشی از آن عمیق باشد. اقسام تجاوز، تعرض، پوزیشنهای غیر لذت‌بخش یا دردناک جنسی در هر کدام از طرفین می‌تواند در او فاجعه بیافریند.
فاجعه‌ی جنسی که در بیشتر موارد توسط مرد(فاعل) ایجاد میشود به دو علت اتفاق می‌افتد:
۱. عمدی
۲. غیر عمدی
مورد اول نشان و ناشی از بیماری‌های روانی خطرناکی ست که یکی از آنها سادیسم است و طرف ایجاد کننده بدان مبتلا ست و باید پیش از ورود به رابطه درمان شود. ایجاد درد، ایجاد آسیب، درخواست‌های نامعقول مانند سکس مقعدی یا دهانی، استفاده از الفاظ رکیک و ... در این دسته جای می‌گیرند.
مورد دوم نشان و ناشی از هوش پایین جنسی و ارتباطی، تازه کار بودن و بی تجربگی، اشتباه سهوی و عوامل خارجی ست.
کشش جنسی به: موارد متضاد یا در تقابل، ضعیفتر برای آقایان، قویتر برای خانمها، معیارهای غیراخلاقی یا عجیب از نقاط ضعف و جزء موارد ترومایی دسته‌بندی می‌شوند. این بیماری سبب تداخل نژادی_عقیدتی و ایجاد گونه‌های جدید اما ضعیف می‌شود.
برای مثال پیوند میان فرد پدوفیل و فرد الکترا یا ادیپ می‌تواند شور عاطفی و جنسی بیافریند اما نتیجه مطلوب نیست زیرا نه تنها سبب درمان در طرفین نمی‌شود که تشدیدشان می‌کند. این کشش بعنوان نوع غالب، سبب ایجاد ناآرامی‌های فردی و اجتماعی می‌شود. بررسی الگوی تهاجمات بلوک غرب به مناطق بومی و رفتارهای ناشی از ناپختگی مانند لجبازی، وابستگی و ... در قبال بلوک غرب از سوی مناطق بومی در این دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که باید درخصوص هر دو طرف درمان صورت پذیرد.
ادیان ابراهیمی با اعتقاد به مبحث بهشت بعنوان پاداش و منزلگاه آمال، همچنین با توجه به توصیفات قائل شده نسبت به آن، خصوصاً در زمینه‌ی کامجویی جنسی، از نمونه‌های کامل انحراف اخلاقی و جنسی هستند که باید در خصوصشان همتی جهانی انجام شود.
🖋به قلم سردبیر و به درخواست 👱‍♀️مادمازل نجوا

شماره‌ی دوم/صفحه نه

02:17 1405/2/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

بیماری‌های عجیب را بشناسیم...


از سری بیماری‌های عجیب و غریب که دامن‌گیر بانوان می‌شود واژنیسمیوس است. این بیماری همانطور که از نامش پیداست مربوط به ناحیه‌ی واژن است. طی این بیماری عضلانی، دردهایی خارج از حد تصور و در مشابهت با زایمان طبیعی روزها بیمار را درگیر می‌کند و شدت و طول عمر آن در بیماران مختلف متفاوت است.
از نشانه‌های این بیماری دارا بودن دردهای مشابه زایمانی هنگام ایام عادت ماهیانه، احساس پارگی در حین رابطه‌ی جنسی، تمایل به تنهایی، نیاز به خواب زیاد، عصبیت و پرخاش و مضطرب بودن است.
از عوامل ایجاد واژنیسمیوس موارد زیرند:

ریز نقشی(نه همه اما در بسیاری موارد)
کوچکی لگن
تنگی دهانه و لوله‌ی واژن
سندرم اضطراب
این بیماران در سکوت کوهی از دردهای طاقت فرسا را در کنار فعالیتهای روزمره به دوش می‌کشند پس بهتر است با آنها با ملایمت بیشتری برخورد شود.
واژنیسمیوسها از گذشته‌های دور جزء بهترین گزینه‌ها برای همسری و انتخاب بعنوان پارتنر جنسی محسوب می‌شدند زیرا لذات جنسی و عاطفی بیشتری نسیب طرف مقابلشان می‌کنند اما خودشان از درصد پایینی از لذت و حتی آرامش بهرمند می‌شوند.
تعداد واژنیسمیوسها در جوامع پرتنش، مذهبی و پر قید و بند جنسی و بعضی نژادهای خاص بیشتر است. 
اگر دختر دارید و دخترتان برايتان ارزشمند است و دوست ندارید برده‌ی جنسی یا عاطفی کسی شود یا او را به کنیزی بدهید، بلکه میخواهید زندگی شاد و سلامتی داشته باشد، حتماً جهت معاینه و کنترل این بیماری به پزشک متخصص و مجرب رجوع کنید و در صورت ابتلاء به واژنیسمیوس هر چه سریعتر روند درمانش را آغاز کنید.
👱‍♀️به کوشش مادمازل نجوا

شماره‌ی اول/صفحه شانزده

20:17 1405/1/25 | Powerful
ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من مادمازل نجوا

زیبایی در منزل...


داشتن پوست و موی سلامت و در کنار آن بهره‌مندی از تنوع جزء لاینفک زندگی افراد پر انرژی ست. اغلب ما دوست داریم سلامت، بشاش و زیبا باشیم و در کنار آن یکنواختی را از خود دور کنیم. در ادامه چند رنگ موی طبیعی و سالم بر پایه‌ی حنا آموزش داده خواهد شد که تنوع و سلامت را به ارمغان خواهند آورد.
حنا به تنهایی رنگ موی قرمز آتشین می‌آفریند. کافی ست با آب داغ مخلوط شود و خمیر حاصله در ظرف پلاستیکی در بسته رها شود تا از حرارت بیوفتد و بصورت گرم به موها آغشته شده و سی دقيقه بعد شسته شود.
و اما رنگ موهای متنوعتر که با دستور بالا خمیرشان تهیه شده و استفاده میشود عبارتنداز:
لبو+حنا= رنگ شرابی
قهوه+حنا= رنگ قهوه‌ای بلوطی
زردچوبه+حنا= رنگ بلوطی طلایی
چای+حنا=رنگ بلوطی شرابی
وسمه+حنا= رنگ قهوه‌ای شرابی
طیفهای گوناگون بلوطی زیر نور خورشید و سایر انوار پر قدرت درخشندگی و تنوع ویژه و خیره کننده‌ای دارند که با حنا می‌توان به آن رسید. به این دست رنگ مو در زبان بومی "بور" گفته می‌شود که طیفهای مختلف بلوطی از طلایی گرفته تا شرابی، آتشین و قهوه‌ای را شامل می‌شود و پایه‌ی غالب رنگ موی ايرانيان است.

از حنا می‌توان جهت تراپی مو نیز استفاده کرد. خصوصاً اگر بعد از حناگذاری ساقه‌های مو به کمی روغن نارگیل آغشته شوند.
👱‍♀️به کوشش مادمازل نجوا

 

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان